دیزباد وطن ماست

دیزباد وطن ماست

سایت رسمی روستای دیزباد علیا (بالا) از توابع شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران.
دیزباد وطن ماست

دیزباد وطن ماست

سایت رسمی روستای دیزباد علیا (بالا) از توابع شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران.

زمستان پارسال آخرین پاکسازی دیزباد انجام شد

«دیزباد وطن ماست»- تعیین دیزباد به عنوان پاک ترین و تمیزترین روستای کشور و مشاهده این تمیزی در بخش های مختلف دیزباد باعث شده است که سمن های مختلف برای پاکتر نگه داشتن دیزباد به دیزباد بیایند. 

اسفند سال گذشته آخرین جلسه حضور این بزرگمردان و زنان تاریخ معاصر دیزباد در دیزباد بود که باعث پاکتر شدن محیط زیست دیزباد شدند و آن را از هرگونه ناپاکی و آلایش زدودند.

شورای اسلامی دیزباد در پیامی از این گروه تقدیر کرد: به همت شما هم ده دیارانی که برایشان آبادی و پاکی دیزباد مهم است ، اینک مفتخریم به سپاس گزاری از یکان یکان شما زنان و مردان، از پیر و جوان و کودک....  و این گروه نازنین نیز در پیامی از شورای اسلامی برای حمایت هایش تشکر کردند: سپاس فراوان از اعضای محترم شورای اسلامی دیزباد و روابط عمومی آن برای حمایتشان، از همه خواهران و برادرانی که آمدند و پویش خودشان را اعتلا بخشیدند و از یزدان پاک برای چنین همدلانی همراه...و این تلاشی پویاست برای ماندگاری اندیشه پاک

حضور بیش از 140 نفر برای کاشت نهال در بوستان پیش تختگاه روستای دیزباد به دعوت پویش مردمی پاک اندیشان طبیعت دیزبا. #دیزپاک  جمعه 24 اسفند 1397


درختان دیزباد ایستاده می‌میرند

«دیزباد وطن ماست»- اینها تنه‌ی درختان بید هستند که توسط نیاکان ما کاشته شده‌ بودند. آنها دیگر خاطرات جوانی خود را به یاد نمی آورند ولی سوختن جسم و جان و قلب خود را به یاد می آورند. اسم کبریت کشنده یادشان نیست اما سوزش شعله‌ور شدن وجودشان را به یاد می‌آورند.

راستی این به آتش کشیدن مظاهر تاریخی/طبیعی از برای چیست؟ آیا در دیزباد به اندازه‌ی کافی هیزم خشک موجود نیست که برخی از روی بی‌مبالاتی موجود جانداری را به آتش می کشند؟ به هرحال درختان موجودات زیبایی هستند که باید در حفظ و مراقبت از آنها کوشید ولو اینکه برای ما ثمر مادی نداشته باشند.

به باور من، پیکر نیمه‌سوخته‌ی آنان نیز، اگر نیک بنگری، همچون نوعی تندیس انتزاعی زیبایند. 

These are burnt out trunks of willow trees. Some of them, before their demise, were over three centuries old.

چرابه دیزبادودیزبادی بودنمان افتخارمیکنیم؟

«دیزباد وطن ماست»-اینکه یک قوم به خودشان افتخار کنند نشان از عزت نفس آنها و البته یک سرمایه اجتماعی است. در این نوشتار که توسط یکی از دیزبادی ها نگاشته شده است با بیانی زیبا به بیان حقایقی در باب مردم دیزباد اشاره می کند.

چراازهردیزبادی درهرکجای ایران وخارج ازمرزهاسؤال شودکجایی هستی با افتخارمیگه  دیزبادیم؟ حتی اکثر افراد وصیت می کنندبعدمرگشان جسم بی جانشان درخاک دیزباد و درکناراجدادشان آرام بگیرد؟

دیزبادازنظرجغرافیایی دورترین روستای شهرستان  نیشابور و دردامنه کوه و بن بست و مثل سایر نقاط  دیگرپوشیده ازدرخت و سنگ و خاک و رودخانه پس چرا اینقدر محبوب وممتاز و متمایزه؟ 



جواب این چرا ها را بایستی در چندکلمه ذیل یافت: حتما می فرمایید فرهنگ دیزبادبدون شک فرهنگ و ادب شاخصه اصلی و جزء لاینفک دیزبادیهای عزیزمی باشد. امادلایل دیگه  ازجمله: 

صفا و صمیمت، حس نوعدوستی، صداقت,و صبوری، پاکی و پاکدامنی، ساده زیستی و  عدم خودشیفتگی، انسجام و همدلی ، مهربانی و مهرورزی، پرهیز از بخل و کینه، احترام متقابل، پایبندبه عقل ومنطق، احترام به خردجمعی، پرهیزازخرافه وخرافه گرایی، باپیشینه قوی و ریشه دار  و امید به آینده و حرکت روبه جلو...وووو..رادر دیزبادیهای عزیزجستجو کرد. لازم به توضیح است که بنده قصد جسارت و توهین به هیچ فرد و شخص دیزبادی و غیر دیزبادی  رانداشته و انها هم عقاید و نظرات و

ملاکها و معیارهای خودرا دارندکه برای ما محترم است.

انتظار میرود دوستان عزیز به این قضیه نه از جنبه ناسیونالیستی بلکه از جنبه واقعگرایانه بنگرند. البته بنده قصد بی احترامی به دیگر فرهنگ های دیگه 

ندارم و به همه آنها احترام می گذارم.

ماجماعتی یکدل ونمونه ایم دیزباد آباد... پاینده و سربلند همه دیزبادیهای عزیز در جای جای ایران عزیز و سایر نقاط دنیاکه مایه افتخار مایند.

این نظر شخصی بنده می باشدسایر دوستان هم دیدگاه خودرا به اشتراک بگذارند.



خاطره ای از رادیو در دیزباد وطن ما

«دیزباد وطن ماست»- محمد میرشاهی (استاد) در نوشتاری در باب دیزباد می نویسد: داشتن رادیو در زمان کودکی ما کار هر کسی نبود. نشانه ای بود برجسته از دارایی و تمکن مالی. اولین رادیویی که من از نزدیک دیده و لمس کرده ام مربوط می شود به زمانی که کلاس سوم یا چهارم ابتدایی بودم. 

فکر نکنید بچه های آن زمان مثل بچه های این دوره بودند، که اگر در زمان شیر خوارگی هم تبلت به دستشان بدهی بهتر از پدر و مادرشان با آن کار می کنند. خیر، ما اطلاعاتمان در این موارد نزدیک به صفر نه، خود صفر بود.

 یادم می آید که در فامیل ما اولین کسی که رادیو خرید مرحوم داییم، مکی شمس الدین میرشاهی بود که تازه به مدرسه دیزباد منتقل شده بود.  به خوبی به یاد دارم که مارک رادیویی که داییم خریده بود "آندریا "بود و این رادیو یک باطری بزرگی داشت به اندازه باطری ماشین های امروزی، شاید هم بزرگتر و سنگین تر، که باید همیشه در جوار رادیو گذاشته می شد و با سیمی به آن وصل می شد. هنوز باطری های کوچک یا به قول مردمان آن زمان، قوه های قلمی مثل ری او واک و یا گربه نشان اخترع نشده بودند.

 باطری ها بزرگ و بقول امروزی ها، اکسترنال بودند. امواج رادیو، آن هم به مکانی مثل دیزباد خیلی ضعیف می رسید و هر رادیو باید به آنتنی وصل می شد که  به شکل صلیب در پشت بام صاحب رادیو نصب می گردید و وجود این آنتن خود نشان از دارنگی و زیبندگی صاحب خانه می داد ،که البته تعداد آن ها در تمام ده از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد. 

جالب ترین موضوع زمانی اتفاق می افتاد که مرحوم داییم را به جایی دعوت می کردند و البته با این انتظار که رادیو اش را همراه ببرد، تا  خانواده میزبان، همراه با میهمانان دیگرهم از موسیقی دلنواز این جعبه جادویی حظ وافر ببرند. اگر این درخواست اجابت می شد تازه مسئله دیگری مطرح می شد و آن این که باید اولاٌ تدارک چوبی، یایی چیزی که شبیه آنتن باشد از قبل مهیا شود و تازه باید صاحب خانه یک جوان گردن کلفت را مامور حمل باطری کند، زیرا که حمل آن وسیله سنگین کار هر کسی نبود.



 مرحوم دایی هم رادیویی که نسبتاٌ سنگین بود را با هزار سلام و صلوات بر دارد و با احتیاط زیاد راهی خانه میزبان شود. خیلی ها صدای موسیقی و صحبت مجریان را می شنیدند ولی اکثرا از کم و کیف چگونگی کار این پدیده نوظهور اطلاعی نداشتند.  رادیو در آن زمان در دیزباد فقط کاربرد موسیقیایی داشت. بقیه برنامه ها که البته بسیار هم کم بودند، نه مشتری داشتند ونه کسی از حرف هایشان سر در می آورد، مگر ازصحبت های مرحوم راشد که بسیار ساده و روستایی سخن می گفت.

بعد از مدت کوتاهی رادیو های ترانزیستوری آمد با قوه های( باطری) کوچک استوانه ای که براحتی قابل نصب بودند و بسیار سبک. این رادیو ها عمدتاٌ نیاز به آنتن نداشتند و مارک های توشیبا و سییرا و سونی و فیلیپس  از مارک های معروف دهه 40 بودند.

 کم کم تعداد رادیو زیاد شد، به برکت رشد تکنولوژی انتقال امواج راحت تر شدند و برنامه ها متنوع تر و در کنار آن فهم مردم از مطالب رادیو نیز بالا رفت و گوش دادن به رادیو بی بی سی در دیزباد دهه 50 کاری بسیار معمولی برای بسیاری از مردم بود. 



بافت با ارزش دیزباد چیست و چرا و چگونه دیزباد بافت با ارزش شد؟

«دیزباد وطن ماست»- مهندس محمود کردی در پاسخ به این سوالات نوشت: نیاکان ما بهترین موقعیت جغرافیایی را برای جانمایی محل روستا برگزیده اند. روستا در شیب جنوبی تپه ها قرار دارد و غالب منازل رو به قبله ساخته شده اند که این شرایط،  موجب شده است که منازل در تابستان سرد و در زمستان  آفتاب گیر باشند.

و اما علاوه بر موقعیت جغرافیائی و شرایط آب و هوایی، عوامل انسانی بسیاری وجود دارد که موجب شده اند، دیزباد تنها روستای بافت با ارزش شهرستان نیشابور و یکی از شش روستای بافت با ارزش استان خراسان انتخاب شود که برخی از آنها به شرح زیر می باشند:


۱- پشت بام همسایه حیاط منزل دیگری است(تکیه گه هر کسی منزلگه همسایه است)

۲- اغلب منازل از خشت خام و چوب ساخته شده اند.

۳- بسیاری از منازل دارای ایوان (پیش معجر) هستند.

۴- در چند نقطه دیزباد هنوز راهروهای سرپوشیده (دالان)  دیده می شود.

۵- منازلی وجود دارند که به شکل زیبائی ، تماما از سنگ های ریز ساخته شده اند. 

۶- هنوز در برخی منازل نورگیرهای ضربدری ساخته شده از خشت خام دیده می شود.

۷- راه پله های زیبا نیز در برخی منازل باقی مانده اند و ...



مهمترین پارامتر در انتخاب بافت با ارزش هر روستائی در کشور، وجود آثار تاریخی است و در دیزباد اینچنین چیزی وجود ندارد، لذا بعد از چند سال پیگیری مجدانه، آخرالامر، بافت مسکونی دیزباد با ارزش شناخته شد.

شاید برای برخی از هم ده دیاران این پرسش مطرح گردد که بافت با ارزش چه فایده ای برای دیزباد دارد؟


۱- بافت با ارزش موجب استمرار فرهنگ ساختمان سازی منازل به صورت قدیمی  و همچنین حفظ فرهنگ معماری روستا می گردد.

۲-اعتبار دولتی پایدار و چند ساله برای حفظ، ترمیم و مستحکم سازی بافت سنتی روستا،  اختصاص می یابد و با تعویض شوراها ودهیارها  اعتبار ذیربط همچنان برقرار خواهد ماند.

۳- ارزش های فرهنگی، کشاورزی و..........، به صورت نماد در اماکن مخصوص ساخته می شود.

۴- کف کوچه های اصلی وچشم انداز کوچه های فرعی سنگ فرش ونمای منازل کاه گل ویا بن ملات (ملات سیمان به شکل کاه گل)خواهد شد و.......

گفتنی است ، دولت وقتی اعتبار برای پروژه های موصوف اختصاص می دهد که مردم مصوبه شورا و همچنین دستورالعمل های بخشداری و بنیاد مسکن رادر موارد ذیل دقیقا رعایت نموده و همکاری لازم را معمول دارند:


۱- در ساخت و سازهای جدید و یا ترمیم منازل هیچ کس حق ندارد پنجره همسایه را کور نماید.

۲- پشت بام ها را فقط ایزوگام کرده و از شیروانی کردن جدا پرهیز نمایند.

۳- برای نمای منازل از کاه گل و یا بن ملات استفاده شود.

۴- در ساخت و سازهای جدید اخذ پروانه ساختمان ضروری است.

به امید ساختن روستایی زیبا و توسعه یافته